تبليغاتX
hasti.blogfa.com//:

hasti.blogfa.com//:

shakhsi,honari

سکوت......

+نوشته شده در یکشنبه 1388/01/02ساعت1:24 قبل از ظهرتوسط elnaz | |

الهی چرا بگریم که تو را دارم و چرا نگریم که منم.

الهی مخواه بر انکه در شب قدر فرشته بر او فرود نیامده

با دیو همنشین گردد.

الهی از من اهی و از تو نگاهی.

الهی تو را دارم و چه کم دارم و چه غم دارم؟

+نوشته شده در یکشنبه 1388/01/02ساعت1:23 قبل از ظهرتوسط elnaz | |

نازنینم!خوب نگاه کن افتاب گرم است،داغ!

میگیرد و می بخشد،

اما

من و تو سردیم،یخ!

میگیریم اما نمی بخشیم.

به نظر تو ایراد کار بیرون است یا در درون ما؟

واژه ها را رها کن،پیغام را بگیر....

+نوشته شده در دوشنبه 1387/11/07ساعت10:25 قبل از ظهرتوسط elnaz | |

خداوند نعمت بزرگی که به انسان ها داده است این است

که از شنیدن سکوت عاجزند.

+نوشته شده در سه شنبه 1387/09/19ساعت2:6 قبل از ظهرتوسط elnaz | |

سکوت را فقط با اوازی شیرین بشکن

و بدان دادن یک شاخه گل در زمان حیات

بهتر از انبوهی ارکیده بر سر مزار است.

+نوشته شده در سه شنبه 1387/09/05ساعت9:11 قبل از ظهرتوسط elnaz | |

زمان بس کند می گذرد برای انان که در انتظارند،بس تند مگذرد

برای انان که می ترسند،بس کوتاه است برای انان که سرخوشند

و بس طولانی برای انان که در اندوهند

اما ابدیست برای انان که عاشقند.

+نوشته شده در سه شنبه 1387/09/05ساعت9:1 قبل از ظهرتوسط elnaz | |

   ناگهان چقدر  زود دیر می شود. 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/24ساعت8:58 بعد از ظهرتوسط elnaz | |

می نوشمت که تشنگی ام بیشتر شود

اب از تماس با عطشم شعله ور شود

انگاه بی مضایقه تر نعره می کشم

تا اسمان کر شده هم با خبر شود

انقدر ها سکوت تو را گوش می دهم

تا گوشم از شنیدن بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگرحافظانه نیست

عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود

ارامشم همیشه مرا رنج داده است

شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/24ساعت8:19 بعد از ظهرتوسط elnaz | |

+نوشته شده در چهارشنبه 1387/07/17ساعت2:48 بعد از ظهرتوسط elnaz | |

سلام.صدامو می شنوی؟حتما می شنوی مگه نه؟چرا اینقدر زود رفتی

چطور دلت اومد قلب مهربونتو بذاری زیر خاک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاشووووووووووووووووووووووو ببین همه اومدن

مگه دو روز پیش که دیدمت خوب نبودی اره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب بده یالا من جواب می خواممممممممممممم

توکه دیروز می خندیدی مگه نه؟خدا خدا خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دارم خفه می شم  دارم دیوونه می شم بگو بلند شه حتما

به حرف تو می کنه نگا کن اومدم بنویسم

ازم دلخوری؟میدونم همه الان سر مزارتن جایی که توی مهربونم توش

خوابیدی،همه می گن رفتی بهشت ماما میگفت اون رفت بهشت ما تو جهنمیم

۲۸ سال زندگی کردی زندگی کردی  میدونم تو یه فرشته بودی که خدا گرفتت

ولی من که ادمم ما که ادمیم،بدون تو مگه میشههههههههههههههههه؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دارم دیوونه می شم خدااااااااااااااااااااااااااااااا

....نگاهم به تارو پود شکننده ی ساقه چسبیده بود

تنها به ساقه اش می شد بیاویزد.

چگونه می شد چید

گلی را که خیالی می پژمراند؟

دست سایه ام بالا خزید.

قلب ابی کاشی ها تپید.

باران نور ایستاد:

رویایم پرپر شد.

                             روحت شاد

+نوشته شده در سه شنبه 1387/07/16ساعت9:7 قبل از ظهرتوسط elnaz | |